
سایز متن /
🏴زمزمه شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)
مسموم زهر دشمن…
جگرشده صدپاره
ازبسکه او بی یاره
فقط حسین و داره
خواهر غمخواره اش…
نشسته زار و محزون
کنار طشت پرخون
داغش ز عالم افزون
حسین و صد آه و غم…
نوحه کند برادر
توای عزیز مادر
چراشدی بی یاور
همسر بی رحم آخر…
چراکند مسموت
از آب هم محرومت
ای مهربان مغمومت
سبط رسول اللهی…
کریم و باب رحمت
شدی تو هتک حرمت
از دست خلق و امت
بارش باران تیر…
آمد چنان بر بدن
دوخته شد با کفن
من چه کنم با این تن
**
قاسم و عبداللهت…
منتقم تو بابا
در انتظار فردا
که گر شود عاشورا
به پاره های جگر…
شود تنشان پاره
عمو ندارد چاره
بر این عزا دوباره
(مجیدطاهری)