
سایز متن /
انجمن ادبی مداحان ۱۷آذر۱۳۹۹
در این جلسه نکتۀ مهمی مطرح شد که با این مقدمه به اطلاع علاقمندان میرسد:
«ادبیات نشان دهندۀ شکل ویژۀ زندگی و فرهنگ هر جامعه است. هر اثر ادبی اگر چه فرآورده و آفریدۀ ذهن یک فرد است، از آن جهت که هر ذهنِ فردی، از یک متن جمعیِ فرهنگی و تاریخی برمیخیزد و به آن تکیه دارد و محدود به آن است، فرآوردۀ یک زندگانی تاریخی و فرهنگی نیز هست؛ زندگانیای که همچون زمینهای ناخودآگاه در زیر متن آن نشسته است. علوم انسانی که در این دو قرن در غرب، رشد شگرف و شتابانی داشته به ادبیات و فرهنگ نوشتاری هم به عنوان سند نظریه پردازیهای خود توجه داشته و هم درهای تازهای برای فهم ادبیات همچون یکی از فرآوردههای بسیار مهم و گویای زندگانی جمعی و فرهنگی انسانی گشوده است. به ادبیات همچون گفتمانی(discouvse) مینگرد که گفتهها و نیز ناگفتههای متن آن بر زیر متنی از تاریخ و فرهنگ و روابط و نظام اجتماعی و نیز جایگاه هستی شناسانۀ انسان در جهان تکیه دارد و آنها را درمیآمیزد.»(فضیلت، ۱۳۹۶، ۲۷)
بر اساس گفتار فوق، نمیتوان به گفتۀ یکی از صاحبنظران، افق پایینتری برای شعر مداحی در ادبیات فارسی قائل گردید؛ زیرا مداحی از تاریخ و فرهنگ خاص خود برخوردار است و باید با خود و درخود سنجیده شود؛ یعنی مثلاً گذشته و حالِ آن بررسی گردد و گفته شود نسبت به گذشته از افق پایینتر یا بالاتری برخوردار است؛ پس فردی که دارای تحصیلات دکتری زبان و ادبیات فارسی است نیز باید با پیروی از فرهنگ شعر مداحی، شعرمداحی بسراید تا مقبول طبع این حوزه قرار گیرد. امروزه اشعار پست مدرن، در مسیر و شیوۀ شعر نو سروده میشود که نه تنها تقریباً کاربردی در مداحی ندارد بلکه آنچه در این عرصه بسیار مورد استقبال قرار گرفته و میگیرد همانا قالبهای سنتی مثل:غزل، قصیده، مثنوی و…و ترکیبات آن که به تازگی ابتکار شده میباشد؛ نه اینکه گفته شود مداحی، سنتیگرا است، بلکه مداح به دلیل آنکه از لحاظ حرفهای و کاربرد وزن عروضی و ریتم موسیقایی و قافیه و ردیف و… استفادۀ بیشتری از این قالب مینماید به آن گرایش دارد و رهایش نمیسازد. سالهاست که بعضی مداحانِ جوان، از هر شیوهای برای جذب مخاطب بهره میبرند؛ اما تقریباً دیده نشده که از قالبهای سنتی دست بکشند؛ البته این به آن معنی نیست که نسبت به گذشته هیچ تغییری در شعر مداحی اتفاق نیفتاده و قبول داریم که زبان شعرمداحی، بسیار ساده و بیآلایش گشته است؛ ولی اشعار بسیاری نیز یافت میشود که دارای قابلیتهای شعریِ خوبی است که توسط جوانان سروده شده است؛ مانند:
رباعی گفتی و تقدیم سلطان غزل کردی
معمای ادب را با همین ابیات حل کردی
رباعی گفتی و مصراعی از آن را تو ای بانو
میان اهل عالم در وفا ضربالمثل کردی
فرستادی به قربانگاه ،اسماعیلهایت را
همان کاری که هاجر وعده کرد و تو عمل کردی
کشیدی با سرانگشتت به خاک مُرده، خطی چند
تمام شهر یثرب را به خاک طف بدل کردی
چه شیری دادهای شیران خود را که شهادت را
درون کامشان شیرینتر از شهد و عسل کردی
رباعی تو بانو! گرچه تقطیع هجایی شد
به تیغ اشک خود، اعرابشان را بیمحل کردی
(محسن رضوانی)
فضیلت، محمود، (۱۳۹۶). اصول و طبقه بندی نقد ادبی، چاپ دوّم، تهران:زوّار.
(دکتر محمود فضیلت، متولد۱۳۳۵ و استاد دانشگاه تهران است)