یا امام زمان سیدی سرت سلامت گریه کن در غم زینب و رنج اسارت کمر آسمان از غم خمیده همچو زینب کسی ماتم ندیده سیدی سیدی آجرک الله…… یا امام زمان قلب آسمان شکسته عمه ات رفته در شام و کوفه دست بسته تا ابد چشم ما گردیده خونبار عصمت حق کجا و کوچه بازار […]
یابن الحیدر یا حسین ، نور دو عین ، تمام هست من از روی نی نگهی ، کن به من ای ، سر ِ جدا از تن از فراق و دوری تو ، خواهرت دلخسته شده غیرت الّه کن نظری ، دست زینب بسته شده یزیدیان اهل ِ جفا و بیدادند ، جواب آهم را […]
این سواران کیستند انگار سر میآورند از بیابان بلا گویا خبر میآورند این گلوی کوچک انگاری که راه شیری است این سواران کهکشان با خود مگر میآورند تخته خواهد کرد بازار شما را ، شامیان! این که بی پیراهن و بی بال و پر میآورند هم عمو میآورند و هم برادر حیرتا! هم پدر میآورند […]
. حال که ای همسفر، بی تو سفر میکنم زاد ره خویش را، خون جگر میکنم من که ز آغاز عمر بی تو نکردم سفر خیز و نگه کن ببین با که سفر میکنم هر قدمم میزنند، نام تو را میبرم هر طرفم میکشند، بر تو نظر میکنم هر خطر آید به پیش، بر دل […]