«در اواخر قرن چهارم که فاطمیان بر مصر دست یافتند و حکومتی مقتدر را پی افکندند و صیت و شهرت آنان به دیگر کشورهای اسلامی رسید و در شرق ایران طرفدارانی پیدا کردند شاعران پارسیگوی آن سامان به مدح اهلبیت زبان گشودند، که نمونۀ برجستۀ آنان ناصرخسرو است.» (محمدزاده، ۱۳۸۹، ص. ۱۳۹) شاعر:ناصرخسروقصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۷ […]
#مثنوی #توسل_به_پنج_باب_الحوائج #وزن_فاعلاتن_مفاعلن_فع_لن 🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲 جمله باب الحوائجند ایشان هر یکی هل اتی علی الانسان ما گرفتار رنج دورانیم در حوائج همیشه می مانیم دست بر دامنیم چون سائل بین طوفان و چشم بر ساحل ناله ها می کنیم یا زهرا حق مولا نگاه کن ما را وقت امن یجیب ای مادر جرعه ای […]
مرثیه پنج تن
#مثنوی #پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) #اعتراض_به_اهانت_به_پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) #فاعلاتن_فاعلاتن_فاعلن نور احمد نور رحمت بود و هست بر دلی که بود شایسته نشست آنکه دیده رحمةٌ للعالمین کشف کرده روشنایی در زمین یامحمد رمز خلاقست و جود آفرینش را خدا با او سرود در کتابش حرف حرف آورده است […]
چشمه ی رحمت بجوشد نور چشم عالم آمد که به دنیا خلقت اول ، رسول خاتم آمد شده سرد و خموش ، اگر آتشکده بشارت می رسد ، محمد آمده رسول الله مدد نفس باد صبا شد پر زعطر نام احمد شد سرود آسمانها ، یا محمد یا محمد به مکه مژده گو ، شب […]
رباعی های ولادت پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) ۱ دل با نفس فرشتگان همراه است لبریز ز نور چشمه سار ماه است یک شاخۀ گل هدیه به خورشید کنید میلاد محمد بن عبدالله است (محمودتاری-رخصت حضور-۲۷) ۲ ازمکه فروغ ایزدی پیدا شد سرچشمۀ فیض سرمدی پیدا شد در هفدهم ربیع از بنت […]
دمید ماه رجب رویتش مبارک باد به دوستان خدا نعمتش مبارک باد نزول بارقه ی رحمتش مبارک باد محمد آمده و بعثتش مبارک باد که بعثتش حرکت داد چرخ هستی را که هجرتش برکت بود حق پرستی را سپیده دم ز حرا آفتاب برخیزد فروغ رحمت حق بی حجاب برخیزد ز صخره صخره ی آن […]
توی چشمامون میزنه بارون دیگه زهرا(س) خداحافط میمیرم دل خون بعد من از این مدینه دلِ علی شاکی میشه توی همین کوچه یه روز چادر تو خاکی میشه دارم میرم از این دنیا د لم میگیره ای زهرا(س) که فاطمیه تو راهه واویلا امون امون ای دل ای دل… *میزنی پرپر جلوی حیدر جای خونِ […]
ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم وای من گر تو مدارا نکنی با پدرم صبـر کـن سیر ببینم رخ بابایم را چه کنم سدّ نگاهم شده اشک بصرم قسمت این بود که بالای سرش بنشینم چشم بگشایم و جان دادن او را نگرم وقت جان دادن خود گفت: مقدر این است دو مـه و […]
ای خدا بعد از وفات مصطفی،شد محشر کبری میانِ کوچه ها در پیش چشمانِ علیّ مرتضی،زهرا فتاده پشت در واویلتا شد تسلیت بر او به پشت در،میخ در و آن سیلی و شرر جدا شده از نخل او ثمر،شد عالم ازین غم خونجگر واویلا محسن شده قربان دین واویلا زهرا شده نقش زمین واویلا یا […]